خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

653

نهج البلاغة ( فارسى )

نهادم ، و بين گردن و سينه‌ام جان از تنت خارج شد ( با اين همه مهر و علاقه معلوم است كه چه كشيده‌ام ولى باز جاى صبر و شكيبائى است ، زيرا ) ما مملوك خدا هستيم و بسوى او باز مى گرديم ( جان ما در اختيار او است و اين جهان جاى ماندن نمى باشد ، پس همه بسوى تو آمده بار عمل آنجا بگشائيم ) 3 همانا امانت ( فاطمه عليها السّلام ) پس گرفته و گروگان دريافت شد ، ولى ( در اين مصيبت ) همواره بعد از اين در اندوه بوده شبم به بيدارى خواهد گذشت تا اينكه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيده‌اى اختيار نمايد ( مرا به تو ملحق فرمايد ) 4 و به همين زودى دخترت به تو خبر خواهد داد اجتماع امّت ترا برستم به آن مظلومه ( حقّش را نشناخته ، پهلويش را شكسته و جنينش را سقط و فدكش را غصب كردند ) پس همهء سرگذشت را از او سؤال كن و چگونگى رفتارشان را با ما بپرس ، اين همه ستمگرى از ايشان بر ما وارد شده در حالى كه از رفتن تو مدّتى نگذشته و ياد تو از بين نرفته بود ، 5 و بر هر دو شما درود باد درود وداع كنندهء ( با محبّت و دوستى ) نه درود خشمگين و رنجيده و دلتنگ ، پس اگر بروم نه از بى علاقه‌گى است و اگر بمانم نه از بد گمانى است به آنچه خداوند به شكيبايان وعده داده ( از نزد شما مى روم در حالى كه همه جا به ياد شما هستم ) .